مطالب مرتبط

اشتراک گذاری

دموکراتیک کردن دسترسی برای همه؛ نگاهی عمیق به فلسفه سلدان و دلیل آنکه هر سرمایه ای نمی گیریم

مهرداد پژوهان
نویسنده مهرداد پژوهان
نوشته شده در تاریخ April 05, 2021

چرا سلدان؟ معامله یکی از اساسی ترین تعاملات انسانی است، اما دسترسی به ابزارهای فروش همیشه یک واقعیت چالش برانگیز و ناعادلانه برای بخش بزرگی از مردم بوده است. با ظهور خدمات تجارت الکترونیکی ، تجارت و دسترسی به ابزارهای فروش آنلاین ارزانتر و سریعتر از قبل امکان پذیر شد ، اما هنوز شکافی بزرگ در دسترسی به ابزارهای فروش برای بخش بزرگی از انسان ها وجود دارد. شاید چند هزار دلار برای استخدام یک متخصص برای راه اندازی یک فروشگاه آنلاین و چند صد دلار بابت هزینه اشتراک ماهیانه برای یک فروشگاه اینترنتی و افزونه های آن برای بخشی از جهان که بالاترین سطح رفاه و درآمد را دارند ، چالش بزرگی نباشد، اما هنوز هم بخش زیادی از مردم نمی توانند چنین هزینه ای را برای توسعه تجارت خود بپردازند. چرا؟ تصور کنید200 دلار بیشتر از متوسط درآمد ماهانه مردم در بخش وسیعی از جهان مانند هند ، نیجریه ، کنیا، کامرون ، کامبوج ، سودان ، افغانستان ، بنگلادش و ... است!

ماموریت و فلسفه

ماموریت و فلسفه سلدان این است که دسترسی به ابزارهای تجارت را برای همه مردم جهان با هر سطح دانش ، توانایی مالی و تجربه فراهم کند. نتیجه این نگرش رشد کسب و کارهای کوچک و متوسط در سراسر جهان است و می تواند زنجیره تأمین و خرده فروشی را کوتاه کرده و سود تولید کنندگان محصولات و خدمات را افزایش دهد. اما چگونه؟ بیایید به فلسفه سلدان نگاه عمیقتری بیاندازیم.

همیشه پشت هر کار چشمگیری یک داستان الهام بخش وجود دارد. 
همیشه پشت هر کار چشمگیری یک داستان الهام بخش وجود دارد. 

چالش اصلی دسترسی، هزینه و پیچیدگی

ساده ترین مسیر رسیدن به یک سایت و فروشگاه آنلاین برای یک نفر در حال حاضر استفاده از پلتفرم Shopify و یا Wix هست! برای داشتن یک سایت فروش آنلاین در این پلتفرم ها، نیاز به راه اندازی و خرید سرور و یا داشتن دانش فنی سطح بالا نیست. کاربرها در آن ها عضو میشوند، فروشگاه می سازند و یک متخصص استخدام می کنند تا برایشان تنظیمها را انجام دهد، یک سری پلاگین و اپلیکیشن برای فروشگاه شان خریداری و نصب می کنند و یک قالب انتخاب و یا خریداری می کنن و مشغول انجام تنظیمات و افزودن محصولات در فروشگاه شان می شوند. خوب، این روندی است که مشتریان Shopify طی می کنند. اما سوالی که ما مطرح کردیم این بود که آیا این ساده ترین مسیر ممکن هست؟ یا دقیقتر، آیا این بهترین مسیری هست که اکثر افرادی با قصد فروش آنلاین محصولات شان، می توانند طی کنند؟!

تجربه ای که ما از فروش در کشور های در حال توسعه آسیای غربی و خاورمیانه داشتیم به ما نشان میداد که فقط هم سادگی مسیر مهم نیست! بلکه یکی از موانع بزرگ هزینه های بالای ستاپ یک بیزینس آنلاین توسط این سرویس ها است. غیر از هزینه subscription، نیاز به خرید چندین app و گاهی استخدام متخصص برای انجام تنظیمات و دست و پنجه نرم کردن با پیچیدگی های این سرویس ها وجود دارد. جالب است که بدانید، شاید این ارقام ، مثلا ۵۰ دلار ماهانه و ۱۰۰۰ دلار برای ستاپ فروشگاه و خرید قالب، در کشور های توسعه یافته رقم های کمی به حساب بیاید اما این اعداد برای یک کسب و کار خانگی که تازه کارش را شروع کرده، یک فروشنده در یک کشور درحال توسعه و یا یک کسب و کار کوچک در یک گاراژ رقم بزرگی به حساب می آید! در کشوری که ما از آن آمدیم هزینه راه اندازی یک سایت ساده با Shopify بیشتر از چند برابر حداقل حقوق است!

طراحی سیستم با تجزیه به عناصر پایه

کاری که ما کردیم این بود، یک سرویس فروش کامل را شامل کانال های فروش ، سیستم پردازش سفارشات و ارسال کالا، صندوق فروشگاهی، سرویس پرداخت، Dropshipping، سایت ساز، سرور و هر آن چیزی که یک فروشنده نیاز داشت را روی کاغذ به ساده ترین عناصر ممکن تجزیه کردیم. مثل اینکه شما یک فضا پیما بخواهید بسازید و در قدم اول آن را به پایه ای ترین عناصر سازندش مثل فلزات تشکیل دهنده، فیبر کربن و غیره تجزیه کنید( SpaceX Vision ). خوب؛ چیزی که بهش میرسید احتمالا کمتر از ۵٪ مبلغ نهایی یک موشک تجاری می شود! در این فرایند ما هزینه برنامه نویس ها، هزینه مارکتینگ و تبلیغات، هزینه خرید و استفاده از لایسنس سرویس های خارجی را حذف کردیم. در این مرحله شما به پایه ترین هزینه های ممکن می رسید! یعنی ما می دانستیم دقیقا سیستم چطور کار می کند و یک تیم نابغه برای طراحی این سیستم داشتیم. می دانستیم که برای کاهش ۹۵٪ هزینه ها باید همه چیز را از ۰ بسازیم، یعنی از ادیتور صفحات تا ویرایشگر متن تا سیستم محاسبه مالیات و و و ...! اما هنوز یک خط کد هم نزدیم! بلکه کاری که کردیم این بود که سیستم را به شکلی اصلاح کنیم که ساده تر و ارزانتر شود! چون قرار نبود آخر کار Shopify2 را ساخته باشیم! قرار بود چیزی بسازیم که واقعاً مشکل اصلی را حل کند، یعنی فروش ساده، بی دردسر و متناسب با روح هر برند. این وسط تغییرات زیادی در طراحی سرویس دادیم اما مهمترین تغییر ما این بود: کل داستان ساخت و انتخاب قالب را از سیستم دور ریختیم! کمش نکردیم! تغییرش ندادیم! کاملا حذفش کردیم! تغییر بزرگ بعدی این بود، سلدان باید ۱۰۰٪ بر اساس API باشد و دولوپرها بتوانند راحت با آن هر کاری در هر لایه ای از سیستم انجام بدهند. مورد مهم بعدی که در DNA سلدان باید وجود میداشت این بود که یک فروشنده بتواند تمام ابزارهای لازم برای فروش تا ۱۰۰ هزار دلار در ماه را بدون خرید و نصب هیچ اپلیکیشن و یا پلاگینی در سلدان داشته باشد. و تغییر مهم آخر اینکه UI ما باید کمترین منو های تو در تو را می داشت. یعنی هر نقطه از سایت از طریق یک منو باید در دسترس می بود! وقتی به این نقطه رسیدیم و دموی طرح را با فروشندگان اینستاگرامی که میشناختیم مطرح کردیم، بوم! همه عاشقش شدند! حتی دوستانشان بهمان پیغام میزدن که ما کجای سایتتان باید ثبت نام کنیم. اینجا بود که طراحی محصول و برنامه نویسی شروع شد. سیستم جدید را روی کاغذ داشتیم، چیزی که حتی برنامه نویس های تیم هم ماه ها بر روی آن کار کرده بودند، نمیدونم چندتا شرکت و پروژه تا حال به این شکل کار کرده اند! ولی ما با یک تیم کوچیک و چابک در زمان کمی کل سیستم را به همراه ویژگی های فوق العاده ساختیم. چیزی که در گزارشات فصلی ما می توانید ببینید.

توسعه سریع ابزارهای سلدان در گذر زمان
توسعه سریع ابزارهای سلدان در گذر زمان

از تجربه های قبلیمان از ابتدا می دانستیم ۲ چیز را لازم داریم:

1. رسیدن به Product market fit زمان بر خواهد بود.

2. رقابت در این حوزه خونین است و هزینه تبلیغات بسیار بالا!

رقبای ما بسیار پولدار هستند، و ما نمیتوانیم از کانال های تبلیغاتی که آن ها استفاده می کنند و در بازار های که آن ها هستند وارد شویم. در نتیجه  از ابتدا برنامه ای برای ورود به بازار طراحی کردیم؛

۱. در کشورهای در حال توسعه ایسنتاگرام کانال فروش بزرگی هست.

۲. این فروشنده ها مشتریان شان را دارند و تعداد خیلی زیادی فالور پیج هایشان را دنبال می کنند.

۳. برایشان مهم است که از سرویسی استفاده کنند که مثل خود اینستاگرام ساده باشد.

این دقیقا ورتیکالی بود که باید روش متمرکز می شدیم. کاری که ما می کنیم در رقابت با رقبایی که میلیاردها دلار سرمایه دارند، ساخت کامیونیتی (Community) با دادن ابزارهای با ارزش فروش به افرادی است که خودشان کامیونیتی های خودشان را دارند؛ با حفظ ارزش هایی که می تواند اعضای آن کامیونیتی ها را هم جذب سلدان کنه، این روند به مرور یک اجتماع عظیم را خواهد ساخت. مثلا فرض کنید مسیر رسیدن ما به مدیر یک فروشگاه کفش از طریق یک فروشنده شیرنی خانگی در اینستاگرام است، که فروشگاه آنلاینش را در سلدان ساخته و آن مدیر فروشگاه کفش از وی خرید می کند. البته واضح است که فقط این دسترسی باعث ساخت کامیونیتی نخواهد شد، ما ارزش های واقعی را هم ارائه می دهیم! قرار نیست اطلاعات مشتریانمان و مشتری مشتریانمان به جایی فروخته شود. حفظ حریم خصوصی در DNA سلدان است؛ در نتیجه کانال فروش اصلی ما کامیونیتی سلدان خواهد بود نه تبلیغات.

چشم انداز سلدان در گزارش Q4 2020
چشم انداز سلدان در گزارش Q4 2020


این یک تئوری و یا خیال برای آینده بهتر نیست! تمام این ابزارها همین الان که این متن را می خوانید، ساخته شده اند!

چرا هر سرمایه گذاری نه؟!

برای تحقق این خواسته باید سرمایه گذارانی پیدا کنیم که فراتر از پول و ساختن سود، به این خط مشی اعتقاد داشته باشند، قطعا این موضوع دسترسی به سرمایه را برای ما بسیار محدود می کند. چون بازی کردن با سرمایه گذاران در زمینی که در آن سود سازی هدف نیست، تقریبا غیر ممکن بوده و از طرفی جذب سرمایه از VC ها نیز ما را وارد مسابقه سود سازی کرده که در نتیجه باعث افزایش هزینه ها و ورود به بازی شرکت های بزرگی می شود که تا به امروز بوده اند. به این دلایل است که تمرکز تیم سلدان بر روی توسعه کامیونیتی و جذب سرمایه از طریق این کامیونیتی و همچنین خود کاربران سلدان است و نه دولت یا شرکت های سرمایه گذار!


با بهترین فروشگاه ساز رایگان، کسب و کار خود را آنلاین کنید.

30 روز ضمانت بازگشت مبلغ

با نرخ پایین فروش آنلاین خود خداحافظی کنید!

مهرداد پژوهان
نویسنده مهرداد پژوهان
تاریخ انتشار: April 02, 2021 April 05, 2021

مطالب مرتبط با دموکراتیک کردن دسترسی برای همه؛ نگاهی عمیق به فلسفه سلدان و دلیل آنکه هر سرمایه ای نمی گیریم

مطالب مرتبط با دموکراتیک کردن دسترسی برای همه؛ نگاهی عمیق به فلسفه سلدان و دلیل آنکه هر سرمایه ای نمی گیریم